![]() |
![]() |
|
|
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی، |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 10:38 توسط nana |
|
|
پیرمرد هر بار که می خواست اجرت پسرک واکسی کر و لال را بدهد، جمله ای را برای خنداندن او بر روی اسکناس می نوشت. این بار هم همین کار را کرد. وقتی خیلی پولدار شدی به پشت این اسکناس نگاه کن. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 9:4 توسط nana |
|
|
بنده گفت خدا چرا آرزویم را بر آورده نمی کنی؟ مدت هاست که به درگاهت دست اجابت بلند کرده ام . خدایا همین یکبار ، همین یک آرزو، این آخرین آرزوی من است. فرشته خندید و با خود گفت : چه دروغ بزرگی آخرین آرزو !!! تا جائی که به یاد دارم آرزو های آدمیان بی نهایت بوده. خدا خندید و گفت : دو بار از کار انسان ها خنده ام می گیرد : یکبار زمانی که برای چیزی که به صلاحشان نیست دعا می کنند و هزاران هزار بار رو به سویم می آورند و طلبش می کنند و بار دیگر زمانی که برای چیزی که به صلاحشان است و ما بر آنان فرو می فرستیم ناشکری می کنند و طلب از بین رفتنش را می کنند!!حال آنکه برای آنها بهتر است. فرشته گفت : و آنها نمی دانند آن هنگام که آرزویی می کنند و خداوند همان زمان به آرزو و دعایشان پاسخ نمی دهد سه حالت دارد : اول آنکه به صلاحشان نیست ، دوم آنکه می داند در صورت استجابت آن دیری نمی پاید که پشیمان می شوند و سوم آنکه دارد بهترین چیز را برای آنها مهیا می کند. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم دی 1388ساعت 15:45 توسط nana |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد.... و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم و این شب ها چشم های من خسته است گاهی اشک ، گاهی انتظار این سهم چشم های من است |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 |
| نویسندگان |
|
nana نانا |
| پیوندها |
|
آموزش آهنگسازي عشق جاويد نامه هايي براي رويايي ترين رويا دل شكسته ، مريم && زيباترين عكسهاي عاشقانه && |
|
RSS
|